کلمات و اصطلاحات بازی مافیا

کلمه / اصطلاح معنی
ترن
نوبت
سفید بودن
شهروند بودن
سیاه بودن
مافیا بودن
طبر بودن یا طبر زدن
شهروندی که به شهروند دیگر مافیا می گوید
کاور کردن
حمایت کردن
تارگت کردن
اتهام زدن
شالل کردن
شلوغ بازی کردن
تارگت بک
اتهام کسی را برگرداندن
چلنچ / چالش دادن
زمان دادن به کسی برای صحبت کردن
فکت دادن
بیان استدلال
اکت دادن
هر صدا و یا حرکتی
لایک
تایید دادن
دیس لایک
عدم تایید
نوب
بازیکنی که بازی بلد نیست
سیو کردن / هیل کردن
نجات دادن
پوش شدن
هل دادن بازیکن به بیرون از بازی
کنسه کردن
فریب دادن
باگ دارد
ایراد دارد
کتاب باز بودن
یعنی نقشش مشخص شده
تو دیوار بودن
تو بازی مفید نیست
نایت زده
در شب چشم باز کرده
موج سوار
از حرف کسی استفاده کردن
گره افتاده
بین دو نفر مافیا مشخص نیست
کلپس کرده
خودشو باخته و فروپاشی درونی کرده
ایزی تارگت
کسی که حرفه ای نیست مافیا مدام بهش تارگت میزند
شزم نشو
زرنگ بازی در نیار
گردن گرفتن
کسی بره بیرون اگر نبود آن شخص مافیاست
تیم آپ
یکی شدن چند نفر
دنده عقب گرفتن
از اتهام کسی عقب کشیدن
فکت آن فیر
استدلال الکی آوردن
اسکی رفتن
حرف کسی را تکرار کردن
کره گیری
از هیچی استفاده کردن
شیک کردن
بازی را هم زدن و انحراف ذهن بقیه
بینگو
کسی که هیچ رایی ندارد

بازی های دست جمعی و گروهی

کارت بازی شبکه سلامت سناریو ناتو

راز هیتلر

شب های مافیا شبکه فیلیمو

دو خان